
چکیده:
سواد رسانهاي يكي از مبــاحث جذاب در حــوزه ارتباطــات اســت كه بعـنــوان يك انديشه كليدي مطرح اسـت كه افراد خـــود را به رسانــــــهها اعلام نمايــــنــد،تا معناي پيامهايي كه بـــا آنها مواجـــه ميشوند تعــبير و تفسير كنند و بر اساس آن انواع رسانهها و توليدات رسانهاي را از يكــديگر تفكيك كرده و شـــناســايي نمايند زيرا در حال حاضـر قرار گرفتن افراد در انتهاي مســـير رسانهها بعنوان دريافت كنندگان پيام پايان يــافته است و آنها ميبايست در فرايند ارتباط، شركاي فعالي باشند. اما متاسفانه خواست اكــثر افراد برخورد يــكسويه، انفــعالي و غـير هدفمند از رسانههاست. در حاليكه مصلحت آنها در برخوردي هدفمنـد بـا رسانـه بوده و در مرحله اول بايد ميزان آگاهي و توان دريافت اطلاعات را تقويت كرده و با همين توان در جهت تقويت روحيه انتقادي و خواست بيشتر حركت نمايند . هدف سواد رسانهاي هوشيار كردن، اختيار بـخشي و آزاد سـازي مخاطـب است. يكي از پيامدهاي تحليل و درك صحيح پيامهاي رسانهاي، بالا رفتن سطح آگاهي است كه ميتواند منجر به ايجاد ارتباطات اجتماعي سالمتر بـا رسانههـا و تقويت ساختارهاي دموكراتيك جامعـه گـردد و شــهرونـدان ميتوانـنـد از اين طريــق به مشروع سازي گزينههاي سالمـتر در رسانه كمك نمايند، چرا كه يك شهروند فعال و با سواد ميتواند در ايجاد تغيير اجتماعي مثبت فعاليت كند و عكـس العمل خود را در برابر رسانهها اعلام نمايد و تنها بيننده صرف نباشد. در نهايـت بايد بدانيم تعميم اهداف سواد رسانهاي در گرو داشتن نگاهي دقيق، عميق و تفكري منتقدانه در جهت انتخاب صحيح گزينههاي رسانهاي است.
ادامه دارد ...