تبليغاتX
علوم ارتباطات و سواد رسانه اي - به بهانه مطلبی که در وبلاگ آقای بیطرفان آمده بود
بیان موضوعات مختلف پیرامون مباحث ارتباطی

با لحن کدام آفتاب

باصدای کدام پروانه

با آواز کدام سنگ

با ترانه کدام باران

ویرانی همواره امان را فریاد بزنیم؟

ای دور از دسترس نزدیک !

ای سخاوت هر روزه زمین

که نماز مهربانی ات را ستاره ها ، هزار مرتبه اقتدا کردند

چقدر این روزها بی تو کش آمده اند !چقدر طولانی شده ، صدای نیامد نت !

چقدر غلیظ است هوای دلتنگی ات !

تا چند چله نشینی این زمستان های بی اندازه؟!

حلقه کدام در را بکوبیم؟

در گوش کدام جاده،زخم هابمان را بخوانیم؟

تاریکی در خیابان ها سرا زیر شده؛مرگ در پستوها نعره می زند

و چقدر گرسنگی در پستوی خانه های حقیر فراوان است

....فانوسی می خواهد این شب های در خیال آمدنت

تا چرت تمام خوابهای شیطانی را پاره کند

***

تا کدام مرتبه از روشنی رودها ، چشم هامان را ورق بزنیم

که هیچ پرنده ای پرواز را مشق نمی کند

و هیچ درختی ،پای زمزمه آبها شکوفه نمی دهد

ای آرامش آسمانی

با همان سکوت دیگر گونه ات

با همان سخاوت همواره ات

با همان قدم های افراشته ات

با همان نگاه صاعقه وارت

با همان لبخند حسن یوسفت

با همان ایستادن روشنانه ات

بایست!

هوای بی تو

هوای خالی اندوه است

هوای خالی مرگ است

هوای سوزنده از بی عدالتی است

***

ای مبهم روشن!

تا چند زمستان چشمهایمان را روشن نگهداریم؟!

تا چند از نردبان دوری ات ،با لا برویم؟!

تا چند پرنده ،چشمهایمان را بگیریم زیر آفتاب؟!

تا چند....؟!

ای تمام چشمه های جهان را فرا گیر!

در کدام دامنه باران خیز ،خیمه افراشته ای؟

سفره ات را پای کدام دریا پهن کرده ای؟

پیراهنت را بر کدام درخت مقدس آویخته ای؟

کدام ستاره از سقف خانه ات آویزان است؟

کدام دریا در سبویت ته نشین شده است؟

ای گواه محکم آمدنی نزدیک !

چند آفتاب را نذر آمدنت کنیم؟

ای آفتاب مرتفع مهربانی

سر بر دیوار شور بختی کدام کوچه بگذاریم؟

با این همه زمستانی که در کوله بارمان است ؛

و با این همه پاییزی که در راه است؛

و با این همه جاده هایی که به بن بست تکیه داده اند؛

تا جمعه آمدنت

چند ندبه فاصله است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 21:31  توسط BNassiri  |