تبليغاتX
علوم ارتباطات و سواد رسانه اي
بیان موضوعات مختلف پیرامون مباحث ارتباطی

   

سینماهمواره به عنوان هنر هفتم (در کنار هنر موسیقی،نقاشی،نویسندگی،شاعری ،پیکرتراشی و هنر تئاتر) و کاملترین هنر شناخته شده ،هنر بودن سینما برای همگان امری بدیهی و آشکار است .اما واقعیت این است که سینما به همان اندازه که هنر است رسانه هم هست و رسانه بودن آن به اندازه هنر بودن آن مهم است . با وجود این اکثرمطالعات علمی بر روی این رسانه هنری با رویکرد زیبایی شناسانه صورت پذیرفته است . اما یکی از ابعاد بزرگ رسانه سینما در مطالعات سینمایی مورد غفلت واقع شده است و هنوز در حوزه ارتباطات اجتماعی و مطالعات رسانه ها نا شناخته مانده است .امروز مطالعات رسانه ها عملا در حوزه مطبوعات و تحلیل محتوای آنها محصور مانده و اگر هم گامی از این فراتر رود ،رادیو و تلویزیون و تکنولوژی های نوین ارتباطی را نیز در بر می گیرد.ابتدا وجوه تمایز سینما از سایر هنرهارا مطرح تا به سینما به عنوان یک رسانه جمعی برسیم.

  وجه تمایز سینما با سایر هنرها در این موارد خلاصه می گردد:

اول عامل فن و تکنولوژی است .بدین معنا که اگر چه هنر های دیگر هم از میزان پیشرفت تکنیکی و فنی جامعه در حوزه خاص خود متاثر هستند اما به این توسعه تکنیکی وابستگی ندارند. هنرهای دیگر باوجود کمترین ابزار و آلات فنی امکان وجود و عرض اندام دارند .به عنوان مثال یک نویسنده با داشتن بوم ،قلم موو رنگ ،یک نوازنده بادر اختیار داشتن هر گونه ابزاری که صدایی تولید کند،و یک مجسمه ساز با در اختیار داشتن گل رس به عنوان حداقل وسایل مورد نیاز می توانند هنر خود را به منصه ظهور برسانند . حتی در تئاتر نیز که یک هنر جمعی است می توان نمایش را بدون هر گونه وسیله خاصی اجرا کرد. اگر چه در مورد هر یک از این هنرها ،وجود امکانات تکنولوژیک و فنی پیشرفته تر می تواند موجب بالاتر رفتن کیفیت محصولات هنری شود اما نبود آنها نیز این هنرها را با بحران مواجه نمی سازد . در مورد سینما این مطلب صدق نمی کند . زیرا سینما زمانی سینما شد که قبل از هر چیز،پیش شرط های فنی و تکنولوژیک آن توسط مخترعان و دانشمندان فراهم آمد. تا پیش از اختراع دستگاهها و ابزارهای فنی دقیق ،هیچ تصوری از هنری به نام سینما وجود نداشت . حتی پس از آن هم مدتی طول کشید تا سینما از شکل سرگرمی و تفریح بیرون بیاید و به هنرهفتم مبدل شود.دومین عامل مخاطب و سومین عامل صنعتی بودن سینماست که در ادامه خواهد آمد.  

                                                                                             ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 19:54  توسط BNassiri  | 

 

 در عصر جديد و با ويژگي ظهور وسايل ارتباط نوين ما به مراتب بيش از گذشته تحت بمباران رسانه‌اي هستيم كه به نظر می رسد بهترين راه ممكن براي بقا در اين شبكه اطلاعاتي كه در سراسر محيط فرهنگي ما ريشه دوانده است، حفظ استقلال، اجتناب از انفعال، بهره‌مندي از تفكري منتقدانه و افزايش مهارت‌ها و توانايي‌ها در برخورد با اين امواج فراگير است كه تنها از طريق تكامل سواد رسانه‌اي ميسر است و سواد رسانه‌اي نه تنها به بزرگسالان بلكه به كودكان مهارت‌هاي لازم را براي برقراري ارتباطي آگاهانه و متفكرانه با رسانه را مي‌آموزد و در عين حال نگاهي دقيق و تحليلي به رسانه‌هاي مكتوب، ديداري و شنيداري را فراهم مي‌آورد.

در هر حال چه ما آگاهي لازم در زمينه تحليل پيام‌ها را كسب كنيم و چه اين آگاهي را كسب نكنيم، فرآيند تاثير رسانه‌ها ادامه دارد. زيرا زماني كه ما بتوانيم كنترل بيشتري نسبت به رسانه‌ها و تعابير آنها داشته باشيم، مي‌توانيم به تاثيرات مثبت ناشي از آنها قوت بخشيده و از تاثيرات منفي آنها بكاهيم. سواد رسانه‌اي به افراد توانايي مي‌بخشد تا خود به مولدين خلاق پيام‌ها بدل شوند و تاثير پذيري كوركورانه نداشته باشند.

سواد رسانه‌اي مبحث جذابي در حوزه ارتباطات است كه مي‌كوشد خواندن سطرهاي نانوشته رسانه‌هاي نوشتاري، تماشاي پلان‌ها به نمايش در نيامده يا شنيدن صداهاي پخش شده از رسانه‌هاي الكترونيك را به مخاطبين بياموزد. سواد رسانه‌اي قدرت درك نحوه كار رسانه‌ها و معني سازي در آنهاست، اين كه چگونه سازماندهي مي‌شوند و چگونه از آنها استفاده مي‌شود. به عنوان مثال، مخاطبي كه داراي سواد رسانه‌اي است، از اهداف و ميثاق‌هاي رسانه‌هاي مختلف آگاه است و از آنها به صورت شايسته استفاده مي‌كند. او مي‌داند كه چگونه از نقش صدا، موسيقي و ساير جلوه‌هاي ويژه براي القاء فضا و معني خاصي استفاده مي‌شود و مي‌داند كه چرا و چطور يك پيام واحد در تلويزيون، سينما، روزنامه‌ها، مجلات، راديو، فيلم‌هاي ويدئويي يا بازي‌هاي رايانه‌اي و بيل بوردها مي‌تواند تاثيرات و مفاهيم متفاوتي از خود به جاي بگذارد.

در هر حال سواد رسانه‌اي قصد هوشيار سازي و اختيار بخشي به مخاطب را دارد و در چنين عصري اين مهارتها پايه و اساس آينده جامعه آگاه را تشكيل مي‌دهد و باعث تقويت و قدرتمند نمودن ساختارهاي دموكراتيك جامعه مي‌شود.

اگر مهارت‌هاي بسيار زيادي هم داشته باشيم اما نتوانيم اطلاعات و آگاهي‌مان را طبقه بندي كنيم تا در جاي مناسب خود از آنها استفاده كنيم قادر نخواهيم بود كه خود را به سطح وسيع و گسترده‌اي از پيام‌هاي رسانه‌اي كه ما را تحت بمباران اطلاعات قرار داده‌اند و حتي محيط اطرافمان كه دائماً با آن در ارتباط هستيم، عرضه كنيم. پس اين بيانگر محدود و نامتعادل بودن ساختمان دانش ما است. بنابراين ضروري و لازم به نظر مي‌رسد كه در برخورد با رسانه‌ها هوشمندانه تر برخورد نموده و به راحتي تسليم امواج الكترونيكي رسانه‌ها نشويم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 18:27  توسط BNassiri  |