خانم ها و آقایان :
حسین آذری 17 سمیه احسانی 18
بابک احمدی 17 آرامه اعتمادی 20
مریم امیری 18 سعیده امینی 18
رضا بیطرفان 17 عماد تاجیک 14
نازلی جان شیرین 19 فاطمه جمشیدیان 17
نیلوفر خلیلی 18 ریحانه ذال 17
سید محمد رضایی 14 نجمیه رنجبر 18
زهره سلطان محمدی 18 بهاره سنایی 14
آیدا سادات سید موقر 12 فاطمه شیری 15
زهرا صفایی 18 فاطمه طاهر خانی 20
زهرا عرب اسدی 14 فیروزه عظیمی 17
سمیه علیمرادی 18 ساحل عمادی 18
سوسن کریمی 13 سمانه فراهانی 18
رباب محفوظ 18 زهرا محمودان 20
سمیه سادات میر محمد 18 نجمه نادری 18
مریم نسوادرانی ۱۸ فریبا یعقوبی 16
روشنک حاجی بیگی 17
خانم ها و آقایون :
چکاوک ابراهیمی 10 سید علی ابراهیمی 14
مینا ابیانه 1۴ زهرا ایزدی 17
نسرین بختیاری 19 بنفشه برادران 14
شبنم بلوری 10 سپیده بید مشکی 17
امیر حسین پور سینا 10 زهرا پور زادی 11
المیرا حصارکی 15 سعیده خان زاده 18
مریم خرسند ۱۸ هدی دماوندی 12
فاطمه خلیلی 12 فاطمه خوش نیت 20
محسن درختی 10 بهناز ساداتی 18
نازنین سراج 15 هاجر سمیعی 10
آیدا سادات سید موقر 10 احمد شعبانی 10
محمد صابر شیرازی 11 سوگل صنیعی 12
آیدا عابدین 10 نیلوفر عبداللهی 10
مریم زفر قندی 20 مهرنوش عسگری 10
رضا علی پور 17 مصطفی علیجانی 10
لعبت تهرانی 15 مرجان غلامعلی 10
سمیه فارسی 18 سارا داریان 12
نرگس قربانعلی 12 آرزو قنبری 10
وجیهه کردبچه 18 بهاره محتشمی 10
یحیی محمدی نیا 17 مائده مزینانی 13
محمد مقدم فر 11 ملیحه حسینی 10
حامد هادیان 10 مریم یوسفی 11
زهرا گودرزی 13 مریم نسوادرانی 10
ساغر فتحی 16 سارا کرمی 11
بهاره گل پرور 12 آناهیتا خلیلی 10
الناز احمدی 10
در ابتدای رشد و گسترش رسانه های الکترونیک بخصوص رادیو این تصور پیش آمد که رسانه ها پیام خود را مانند تزریقات زیر پوستی به رگ های خونی مخاطبان ارسال می کنند و تاثیر بی تردیدی دارند. اما با توجه به تنوع رسانه ها و تکثر پیام هایی که از رسانه های مختلف ارسال میشد و همین طور با بالا رفتن آگاهی و قدرت انتخاب مخاطبان ،این گونه نظریه ها تعدیل شد. به نظر بنده ،نظریه نظریه ثابتی در این زمینه حاکم نیست .ما طیفی از مخاطبان کاملا فعال تا مخاطبان کاملا منفعل داریم که خود تابعی از شرایط سنی،شغلی،تحصیلی،اجتماعیو علایق و سلیقه های مختلف است. پس صدور یک حکم کلی در مورد همه مخاطبان ،همه پیام ها و همه رسانه ها ،نظری پردازی جدی و محکمی نیست. در مورد رسانه ها هم وضع به همین ترتیب است ؛یعنی سه ضلع مختلف مخاطب،جامعه و رسانه موجب می شود که برنامه های مختلف رسانه ها نیز یک گونه نباشند.
گاهی برنامه هایی در رسانه منتشر می شود که هدفش منفعل ساختن مخاطب است و گاه برنامه هایی تولید و پخش می شود که هدفش فعال سازی مخاطب است. وقتی شما یک گفتگوی اجتماعی از جنس مناظره را پخش می کنید در واقع مخاطب خود را تشویق می کنید که منتقد بار آمده و به یک اظهار نظر بسنده نکند. اما وقتی در جریان جنگ های مخختلف در دنیا تمام مراکز خبری بسته بسته شده و با سانسور آشکار عمل نماید ،طبیعی است که به سوی منفعل کردن مخاطب از طریق محدود سازی اطلاعاتش پیش می روید.
اما سومین ضلع این مثلث ،بحث جامعه است . جامعه چه کسانی را تشویق می کند؟ آیا انسان ها ی منتقد ،فعال و پرسشگر را می پسنددو تشویق می کند یا افراد منفعل را ؟ آیا نهاد آموزش و پرورش ،تربیت بر اساس تفکر انتقادی راپذیرفته و به عنوان نظریه تربیتی خود مورد توجه قرار می دهد؟ آیا دولت ،شهروندان طالب حقوق را می پسندد یا شهروندانی که صرفا مطیع او باشند؟ آیا نهاد اقتصاد از حقوق فرودستانهم حمایت می کند یا تنها بر مبنای مطالبات فرادستان طراحی شده است؟ پس ملاحظه می فرمایید که تعامل هر سه نهاد رسانه،جامعه و خود شخصیت مخاطب است که بر منفعل یا فعال بودن مخاطبان تاثیر می گذارد.