همان طور که به آن اشاره شد ؛اين نسبت ميان فيلم و مخاطب بسيار عجيب است. زيرا شما وقتي كه كتاب ميخوانيد اين گونه ارتباط برقرار نميكنيد، يعني در هر سطر كتاب ميتوانيد از خود بپرسيد كه من با عقايد نويسنده موافق يا مخالفم، اما نسبتي كه سينما با بيننده برقرار ميكند، نسبتي يك سويه و ديكتاتوروار است. سينما مخاطب خود را هيپنوتيزم ميكند و ما خود خواسته هيپنوتيزم ميشويم. در حالي كه بهتر است زماني كه فيلمي را ميبينيد، مقصود آن را تجزيه و تحليل نماييد و نگذاريد فيلم شما را به تحليل ببرد و به استحاله دچار سازد. شما فيلم را تحليل كنيد، مولفههاي تصويري فيلم را بشناسيد، چينش موضوعي آن را و اين كه چگونه روايتي را در پيش گرفته و در وراي اين روايت چيست؟ نمادها و استعارات و نشانههايش را ببينيد و تفسير كنيد، زيرا واقعا اينگونه ديدن است كه ارزش دارد. ما يك فيلم را طي دو يا سه ساعت مينشينيم و تماشا ميكنيم در حالي كه ممكن است يك سال، دو سال يا حتي چند سال براي توليد اين فيلم كار شده باشد.
يعني آنچه كه ديگران طي سه سال انديشيدهاند من ميخواهم طي يك ساعت ببينم، پس هر چقدر فكر كنم جا دارد.
چون حاصل فكر سه ساله يك جمع را قرار است ببينم. از مرحله آغاز و نگارش يك فيلمنامه تا مرحله توليد و تدوين نهايي كار. پس لازم است كه ما به همين يكي دو ساعتي كه فيلم را ميبينيم بسنده نكنيم و ساعتها وقت بگذاريم. اگر فكر ميكنيم اين فيلم حرفي براي گفتن دارد پس لازم است عميقتر به آن بيانديشيم. و لااقل از نوبت دوم به بعد، ضمن تماشا به بعد محتوايي آن نيز فكر كنيم. در وراي ظاهر آن باطني را جست و جو كنيم كه ميتواند حاصل زحمتهاي چند ساله كادر سازنده فيلم باشد.
برای این کار می توانید پای برنامه های نقد تلویزیون بنشینید ولیستی از نکاتی که در فیلم مورد توجه کارشناسان بوده برای خود تهیه نمایید بعد از چند برنامه شما فهرستی از نکاتی که باید در حین تماشای فیلم به آنها توجه داشته باشید در دسترس دارید البته همیشه یکسری موارد هستند که مربوط به همان فیلم خاص است امابهرحال موارد کلی وعمومی رانیز می توان از آنها در یافت کرد سپس سعی کنید در هر فیلمی که آن را مشاهده میکنید هر بار یکی دو مورد را مورد توجه قرار دهید وبه مرور این موارد را زیاد کنید تا جایی که خودبه نکات جدید تری برسید . حتی خواندن نقد مجله های سینمایی هم میتواند به شما کمک نماید .می دانم که دیدن یک فیلم با توجه به این نکات می تواند دشوار باشد اما اگر فقط برای سرگرم شدن می خواهید فیلمی را نگاه کنید بار اول فارغ از هر تفکری آن را ببینید اما اگر خواستید به فلسفه وجودی و محتوای این فیلم هم بیندیشید از بار دوم با صبر و اندیشه بیشتری با آن بر خورد نمایید.
اين بحث كه در مقوله «سواد رسانهاي» مطرح ميشود از افراد ميخواهد تا از تواناييها و مهارتهاي خود بهره گيرند و به هنگام تماشاي برنامههاي تلويزيون خود را به جاي كارگردان، نويسنده، بازيگر و ديگر عوامل حرفهاي توليد و حتي منتقدان فرض نمايند و از اين منظر به پردازش و گزينش اطلاعات و درونشدهاي ارائه شده بپردازند.
البته در سپهر اطلاعاتي كه ما در آن قرار داريم فقط به تماشاي سينما و تلويزيون منتهي نميگردد، بلكه هر چيزي كه به ارتباط منجر شود، داراي بار رسانهاي است. مثل راديو، روزنامه، مجله، كتاب، اينترنت، تابلوهاي بزرگ تبليغاتي (بيل بوردها)، تبليغات در اتوبوسها و متروها، تيشرتها، كلاهها، فنجانها، دفترچهها، مجسمهها و ديگر اشياي اطرافمان و به طور كلي هر چيزي كه حاوي پيام و نمادي براي مخاطب خود است را ميتواند در بر گيرد. به عنوان مثال امروزه كفش فقط يك پاپوش نيست يا اتومبيل فقط وسيلهاي براي جابهجايي نيست، بلكه نمادي از يك ماهيت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است يعني پيامهاي ديگري نيز براي ما دارد و ما به نوعي در يك حالت تعامل نمادين با پيامها قرار داريم.