با لحن کدام آفتاب
باصدای کدام پروانه
با آواز کدام سنگ
با ترانه کدام باران
ویرانی همواره امان را فریاد بزنیم؟
ای دور از دسترس نزدیک !
ای سخاوت هر روزه زمین
که نماز مهربانی ات را ستاره ها ، هزار مرتبه اقتدا کردند
چقدر این روزها بی تو کش آمده اند !چقدر طولانی شده ، صدای نیامد نت !
چقدر غلیظ است هوای دلتنگی ات !
تا چند چله نشینی این زمستان های بی اندازه؟!
حلقه کدام در را بکوبیم؟
در گوش کدام جاده،زخم هابمان را بخوانیم؟
تاریکی در خیابان ها سرا زیر شده؛مرگ در پستوها نعره می زند
و چقدر گرسنگی در پستوی خانه های حقیر فراوان است
....فانوسی می خواهد این شب های در خیال آمدنت
تا چرت تمام خوابهای شیطانی را پاره کند
***
تا کدام مرتبه از روشنی رودها ، چشم هامان را ورق بزنیم
که هیچ پرنده ای پرواز را مشق نمی کند
و هیچ درختی ،پای زمزمه آبها شکوفه نمی دهد
ای آرامش آسمانی
با همان سکوت دیگر گونه ات
با همان سخاوت همواره ات
با همان قدم های افراشته ات
با همان نگاه صاعقه وارت
با همان لبخند حسن یوسفت
با همان ایستادن روشنانه ات
بایست!
هوای بی تو
هوای خالی اندوه است
هوای خالی مرگ است
هوای سوزنده از بی عدالتی است
***
ای مبهم روشن!
تا چند زمستان چشمهایمان را روشن نگهداریم؟!
تا چند از نردبان دوری ات ،با لا برویم؟!
تا چند پرنده ،چشمهایمان را بگیریم زیر آفتاب؟!
تا چند....؟!
ای تمام چشمه های جهان را فرا گیر!
در کدام دامنه باران خیز ،خیمه افراشته ای؟
سفره ات را پای کدام دریا پهن کرده ای؟
پیراهنت را بر کدام درخت مقدس آویخته ای؟
کدام ستاره از سقف خانه ات آویزان است؟
کدام دریا در سبویت ته نشین شده است؟
ای گواه محکم آمدنی نزدیک !
چند آفتاب را نذر آمدنت کنیم؟
ای آفتاب مرتفع مهربانی
سر بر دیوار شور بختی کدام کوچه بگذاریم؟
با این همه زمستانی که در کوله بارمان است ؛
و با این همه پاییزی که در راه است؛
و با این همه جاده هایی که به بن بست تکیه داده اند؛
تا جمعه آمدنت
چند ندبه فاصله است؟
پنج شنبه (۲۴ خردادماه )بعد از ظهر به دعوت ازسرکار خانم بخشی سر کلاس دانشجویان مقطع دکترای ارتباطات رفتم که یکی از آنها خود خانم بخشی است ، دراین کلاس که مدرس آن خانم دکتر بروجردی بود از همسرشان جناب آقای دکتر فرقانی دعوت کرده بودند که پیرامون " تحلیل گفتمان " صحبت کنند ومن هم که مشتاق شنیدن چنین مبحثی بودم فرصت را غنیمت شمردم و با وجود مسافت زیاد، راهی واحد علوم تحقیقات شدم. و در اینجا آنچه را که در این کلاس یکساعت واندی آموخته ام برای شما می اورم برای من که خیلی مفید بود امیدوارم برای شما هم مفید واقع شود:
قبل از هر چیر یادمان باشد که در پشت تمام متون رسانه ای ایدئولوژی های خاص قدرت ها قرار دارد . حتی خبر بعنوان خنثی ترین و بیطرف ترین متن رسانه ای باز آغشته به ایدئولوژی است.یعنی چینش خبر،تقدم وتاخرآن، کارکرد های متفاوت اید ئولوژیکی دارد. ایدئولوژی سعی می کند بصورت ضمنی ،تلویحی وخزنده در متن جای گیرد .مثلا اینکه فاعل در متن یک خبر برجسته شود یا مفعول همه اینها با سیاست وگفتمان مورد نظر قدرت ها و رسانه ها منعکس می شود.و هرگز بصورت دیمی صورت نگرفته وبا هدف و منظوری ارائه شده است و امروزه سعی می شود که این ایدئولوژی غیر علنی تر و ناملموس تر مطرح شود بعبارت دیگر ما یک متن خالص و فارغ از بار ایدئولوژی نداریم ورسانه ها کاری غیر از ایدئولوزیک کردن معانی ، مفاهیمو تصاویر ندارند. به قول "والتر لیپمن" :هر متنی رنگ و بوی خالق و زمانه خود را دارد. پس تلاش کنیم به راحتی از کنار گفتمان های رسانه ای عبور نکنیم.زیرا که امروز خوانش متن مهم است.
اصلا گفتمان به چه معناست؟ گفتمان در اصل منظومه معنایی است ،یعنی متنی که هدف خاصی را دنبال می کند ویا با هدف خاصی تولید میشود واین متن می تواند برخاسته ازشرایط اجتماعی باشد. معمولا در گفتمان ها 2انگاری وجود دارد یعنی ما و دیگران .ما کسی است که تمام صفت های خوب به آن نسبت داده می شود و دیگران کسی است که شرور و مشکل ساز است بعنوان مثال در متن سخنرانی بن لادن می آید:ما تلاش میکنیم خواست خدا را در زمین پیاده کنیم ،یعنی بن لادن منبع مشروعیت خود را از متافیزیک گرفته یا درمتن سخنرانی بوش می اید :ما ملت های آزاده جهان مورد حجوم ملت های تروریسم قرار گرفته ایم ،یعنی" ما" مد نظر بوش ارزش های غربی و سرمایه داریست و آن را بعنوان منبع مشروعیت بخشی می داند ."وندای"گفتمان را توانایی باز تولید سلطه ،قدرت و ایدئولوزی در جامعه می داند که شامل سخنرانی ها ،گزارش ها، مصاحبه ها و....می داند بدلیل انکه شکل فعلی قدرت را تحکیم می کنند . و دسترسی به گفتمان حاکم را یکی از مهمترین ابزارهای حفظ قدرت وسلطه می داند و معتقد است هر کسی که بیشتر به گفتمان دسترسی دارد قدرت بیشتری هم دارد. مثلا یک معلم بدلیل انکه صاحب منزلت است ودسترسی به تنبیه ،تشویق ،نمره ،سخت گیری در امتحان ،اخراج ازکلاس،یاددادن و...است پس بر گفتمان معلم و شاگرد مسلط است یا یک پزشک ، سیاستمدارو وکیل بدلیل تسلط بر گفتمانشان صاحب قدرت هستند.قدرت در نوع مدرنش ابعاد شناختی قوی دارد وامروزه اعمال قدرت مستلزم کنترل فکر است یعنی تاثیر گذاری بر روی دانش ،فهم ،طرز تلقی ها، ارزش ها و هنجار های جامعه است
تحلیل گفتمان چیست ؟تلاشی در جهت برداشتن حجاب از روی متن و عریان کردن معناست وبدنبال آشکار کردن ایدئولوژی نهفته در پس متن است (تحلیل ضمنی متن). و اینکه در جستجوی این است که چه کسی چه میگوید و گفته های او چه اثراتی را در پی دارد و مدعی نیت خوانی تولید کننده متن است زیرا بهر حال هر تولید کننده متنی نیتی دارد که آنها را در پس واژه ها و مفاهیم پنهان می کند وما در تحلیل گفتمان با حضور یا غیبت مفاهیم در متن و کیفیت این متن سرو کار داریم.تحلیل گفتمان برخلاف تحلیل محتوا(تحلیل آشکار متن) ، ادعای تعمیم پذیری ، کمی و عینی بودن محض را ندارد بلکه تحلیل گفتمان اریست کاملا کیفی و محقق محور که می تواند به مفاهیم جان و معنا دهد و یک منظومه معنایی را شکل دهد و مهم ان است که محقق چه کسی است ،با چه دیدگاههای اجتماعی ، سیاسی ،فرهنگی و ....و باچه میزان تسلط بر موضوع . اولین و مهمترین قدم در تحلیل گفتمان آشنایی با زبان شناسی است یعنی تحلیل زبان شناختی متن و تحلیل ساده قواعد زبانی (با تکیه برشکل دستوری و دستور زبان،شاخص های زمانی و مکانی ،معلوم و مجهول بودن ،آواها و نشانه ها) در قدم های بعدی آشنایی با علوم ارتباطات ،جامعه شناسی ،مردم شناسی واینکه برای سطح آگاه ها و معلومات خود حد و حصری قائل نشویم اگر به گفته "فوکو" ایمان داشته باشیم که دانش، قدرت است.
نتیجه آنکه کارکرد متن فقط در شکل آشکارش نیست بلکه در دل هر متن که پشت آن تفکری قرار دارد قطعا نگر ش ها و ایدئولوژی هایی به آن تزریق و پمپاژ شده است .تلاش کنیم پیش از آنکه افکار ما تحت کنترل دیگران درآید ما خود آن را هدایت و کنترل نماییم و افسار اندیشه امان را بدست دیگران بخصوص رسانه ها نسپاریم.
آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که که چگونه در سینما فیلمی را می بینید؟
نسبتي كه بشر با سينما برقرار ميكند (در حين تماشاي يك فيلم) نسبت بسيار پيچيدهاي است. انسان انديشه ورز، دقايقي از عمرش را تصميم ميگيرد كه فكر نكند و به خود دروغ بگويد و زماني در حدود دو ساعت را در مقابل يك پرده عريض بنشيند و فكر خود را از هر آنچه در دنياي بيرون است جدا كند و به پرده روبهرو چشم بدوزد و به خود بباوراند كه اين تركيب نور و سايه و رنگ كه در مقابل چشمهاي اوست عين واقعيت است و به خود بباوراند انسانها و بازيگراني كه در فيلم ايفاي نقش ميكنند، اگر چه آنها را ميشناسد و اسم حقيقي و حتي زندگينامه و شجره نامهشان را ميداند، همان اشخاص اعتباري هستند كه در فيلم ادعا ميشود و همين نسبتهايي را كه فيلم ادعا ميكند بين آنها برقرار است و تا پايان فيلم به ضمير ناخودآگاه خودش بگويد: تو خاموش باش، حرفي نزن، دخالتي نكن و همين طور بر مبناي منطق ضمير ناخودآگاه بنشيند و فيلمي را ببيند و در عالم مجازي آن غوطه ور شود و گاهي اوقات بر اساس جنس و حس و حالت، مخاطب مورد نظر به چنان حالتي از همزاد پنداري برسد كه گريه كند يا به شدت متاثر شود و از فيلم تاثير بپذيرد.البته شاید بسیاری از ما این گونه تماشا کردن را بیشتر بپسندیم و نخواهیم که تلاشی در جهت پردازش آنچه می بینیم داشته باشیم .شما کدام یک را ترجیح میدهید؟