چکیده :

اصطلاح جامعه اطلاعاتي )Information Society( بازگو كننده توسعه تكنولوژي نوين اطلاعاتي و تجديد سازمان جامعه پيرامون جريـان اطلاعات است. امروزه اطلاعات در تمام صور خود به كمك شبكه هاي انفتورماتيك با سرعتي بيش از پيــش دردستـــرس اســت و اين روند بـــا توجه به كــاربرد روز افزون بزرگراههاي اطلاعاتي در حال سرعـت گرفتن است و اطلاعات بعنوان يك كـــالاي بيش از پيش قيمــتي درعرصه تمدن كــنوني جـهان ظاهر مي شود . استقرار جامعه اطلاعاتي سبب ايجاد صـنايع تازه ، شـاغل تـازه و محصولات تازه مي گردد، واقعيتي كه زمينه هاي اقتصادي جامعه را با مظاهر تازه اي مواجه مي كند. امروزه كمتر كشوري را مي توان در دنيا سراغ گرفت كه ازبكار گيري دست آوردهاي ايــن تكنولوژي هاي نويــن و بويژه در بخش انفورماتيك آن به كلي بركنار و يا بي بهره باشد،و اگر در توليد اطلاعات سهيم نيست سهمي در مصرف آن نداشته باشد. جامعه اطلاعاتي بيش از آنچه كه يك فاجعه و يا يك شعار باشد ويا يك واقعيت تلقي شود درحقيقت در حكم يك نيروي عظيم است كه براساس آن اطلاعات يك نقش جادوئي را درجامعه ايفا كرده است و دانش و اطلاعات بعنوان منبع اصلي بهره وري است.
ادامه دارد...

چکیده:
سواد رسانهاي يكي از مبــاحث جذاب در حــوزه ارتباطــات اســت كه بعـنــوان يك انديشه كليدي مطرح اسـت كه افراد خـــود را به رسانــــــهها اعلام نمايــــنــد،تا معناي پيامهايي كه بـــا آنها مواجـــه ميشوند تعــبير و تفسير كنند و بر اساس آن انواع رسانهها و توليدات رسانهاي را از يكــديگر تفكيك كرده و شـــناســايي نمايند زيرا در حال حاضـر قرار گرفتن افراد در انتهاي مســـير رسانهها بعنوان دريافت كنندگان پيام پايان يــافته است و آنها ميبايست در فرايند ارتباط، شركاي فعالي باشند. اما متاسفانه خواست اكــثر افراد برخورد يــكسويه، انفــعالي و غـير هدفمند از رسانههاست. در حاليكه مصلحت آنها در برخوردي هدفمنـد بـا رسانـه بوده و در مرحله اول بايد ميزان آگاهي و توان دريافت اطلاعات را تقويت كرده و با همين توان در جهت تقويت روحيه انتقادي و خواست بيشتر حركت نمايند . هدف سواد رسانهاي هوشيار كردن، اختيار بـخشي و آزاد سـازي مخاطـب است. يكي از پيامدهاي تحليل و درك صحيح پيامهاي رسانهاي، بالا رفتن سطح آگاهي است كه ميتواند منجر به ايجاد ارتباطات اجتماعي سالمتر بـا رسانههـا و تقويت ساختارهاي دموكراتيك جامعـه گـردد و شــهرونـدان ميتوانـنـد از اين طريــق به مشروع سازي گزينههاي سالمـتر در رسانه كمك نمايند، چرا كه يك شهروند فعال و با سواد ميتواند در ايجاد تغيير اجتماعي مثبت فعاليت كند و عكـس العمل خود را در برابر رسانهها اعلام نمايد و تنها بيننده صرف نباشد. در نهايـت بايد بدانيم تعميم اهداف سواد رسانهاي در گرو داشتن نگاهي دقيق، عميق و تفكري منتقدانه در جهت انتخاب صحيح گزينههاي رسانهاي است.
ادامه دارد ...