تبليغاتX
علوم ارتباطات و سواد رسانه اي
بیان موضوعات مختلف پیرامون مباحث ارتباطی

 

 

غار افلاطون یکی از به یادماندنی ترین و پرسروصداترین تصاویر فلسفه است .افلاطون در کتاب جمهوری از ما می خواهد زندانیانی را در غاری زیرزمینی با آتشی افروخته در پشت سرشان تصور کنیم .این زندانیان چنان در بندو زنجیراند که فقط می توانند سایه های افتاده روی دیوار مقابلشان را ببینند.اینها سایه آدمکهایی است که بدست افرادی پنهان در پشتشان در جلوی آتش به بالا و پایین حرکت می کنند. زندانیان کوته بین تصور می کنند تنها چیزی که برای دیدن وجود دارد همین سایه ها هستند. اگر آنها از بند رها شوند و مجبور شوندتا به سوی آتش و آدمک هارو برگردانند ،متحیروسرگردان می شوند وچه بسا در همان حالت اولیه بمانند. فقط تعداد اندکی می توانند با درک اینکه آنچه می بینند فقط سایه آدمک هاست کنار آیند، تنها این انسانها هستند که سفرشان را به سوی آزادی ،از راهی که از جلو آتش می گذرد و سرانجام به بیرون غار می رسد آغاز می کنند. آنان در بیرون از غار نه تنها آدمکها بلکه اشیای واقعی ،چیزهای مربوط به جهان واقعی را می یابند.

آنچه این تصویر را تا بدین حد جذاب جلوه می دهد این عقیده است که ممکن است ما شبیه این زندانیان باشیم،وهر آنچه را که بطور معمول واقعیت تلقی می کنیم شاید در واقع سایه و نمودی بیش نباشد، و اینکه ممکن است جهان واقعی چیزی کاملا متفاوت باشد.

البته ما درتجارب عادی امان با نمود،کاملا آشناییم و معمولا می توانیم تفاوت میان آنها را بازگو کنیم.تکه چوب درون آب ظاهرا خمیده به نظر میرسد اما به سادگی می توانیم ثابت کنیم که واقعا راست است.اما اگر مطلقا هر چیزی که با ان رو به رو می شویم ،هر چیزی در تجربه روزمره امان فقط یک نمود ،یک توهم و کاملا متفاوت با واقع می بود ،آن گاه هرگز نمی توانستیم تصور کنیم که در این راه مرتبا در حال فریب خوردن هستیم .تصور می کردیم که واقعیت را حقیقتا درمی یابیم وآنچه می بینیم همه آن چیزی است که برای دیدن وجود دارد .

اگر کسی قادر به دریدن این پرده پندار می بود و می توانست ذات حقیقی واقعیت را به چنگ آورد ،آن گاه دیگران را غیر از زندانیانی محبوس در جهان توهم نمی دید . برای او هر آنچه که زندانیان آن را واقعیتی سخت و محکم می پنداشتند بیش از سایه ای به نظر نمی رسید.

می توان تفاسیر متعددی از داستان غار داشت. نخست اینکه این داستان "دعوتی است به اندیشیدن،به جای تکیه بر نحوه نمود اشیا به ما"،در آغاز تفکر فلسفی درباره باورهایمان ،باید از این اطمینان نسنجیده خود ،که آنچه معمولا دانش فرض میکنیم واقعا دانش است دست بکشیم. باید به عقاید دریافت شده و باورهای مشترک انتقادی باشیم،دوم اینکه افلاطون می گوید :"روشن بینی فلسفی هنگامی پدیدار می شود که ما از درون غار بگریزیم و به میان نور خورشید،جایی که می توانیم اشیای واقعی را ببینیم قدم بگذاریم."ادعای افلاطون این است که تجربه حسی فقط سایه ها را در دسترس ما می گذارد .برای به چنگ آوردن ذات حقیقی واقعیت باید از وابستگی به تجربه حسی کاملا رها شویم و فقط عقل را بکاربندیم.

تمثیل غار از این جهت مهم است که که ما را به نخستین مواجهه ما میان فلسفه و سینما می کشاند. اغلب گفته می شود که شباهت های مرموزی میان غار افلاطون و سینمای جدید وجود دارد. بسیار شبیه "نمایش تصویری افلاطون"،در سینما هم ما در تاریکی می نشینیم وو مبهوت تصاویری می شویم که از واقعیت به دور است.همین ساختار سینما با ساختار غار افلاطون هم تراز است. مخاطبا سنما به تصاویری نگاه می کنند که بر پرده سینما در روبه رویشان افکنده می شود.این تصاویر حاصل عبور نور از یک تکه فیلم در پشت سر افراد است. خود این تصاویر روی تکه فیلم صرفا یک کپی از اشیای واقعی بیرون سینماست.

اینها مشابهت های در خور توجهی است. در واقع اغراق نیست اگر بگوییم که سینما به عنوان یک مکان توهم،صورت پیشرفته غار افلاطون است. آنچه که روی پرده سینما افکنده می شود صرف سایه نیست بلکه تصاویر واقع گرایانه ای است که به نحوی استادانه ساخته و پرداخته شده است.

تاریخ سینما خود یکی از نمایش های واقعیت است که به نحوی فزاینده رو به کمال بوده است ،افزون تدریجی صدا و رنگ این توهم را کامل تر می کند. به علاوه فیلم ها معمولا به دلیل تدوین یکپارچه،مانع از جلب توجه به این امر می شوند،آنها فقط نمایش هایی از واقعیت بر پرده سینما هستند و نه خود واقعیتبعبارت دیگر هر زمان که ما پا به سینما می گذاریم تجزبه فکری افلاطون را بازسازی می کنیم.

همواره می توان در مورد خود سینما برحسب مفاهیمی غارمانند بیندیشیم،به عنوان جایی که از واقعیت بدان پناه می بریم ،می توانیم بدان جا برویم تا از جهان بیرونی فرار کنیم و کاملا در فریب،توهم و خیال غرق شویم. البته این نکته مهم است که علیرغم شباهت های آشکار میان سینما و غار افلاطون،تفاوت های مهمی نیز میان آنها وجود دارد. آن نوع فریبی که در گزارش افلاطون به چشم می خورد بسیار عمیق تر از هر نوع فریبی است که در سینما ممکن است رخ دهد. اگر تصویر سینمایی فقط یک نمایش و توهم است ،توهمی است که ما به اختیار،خود را در معرض آن می گذاریم،با آگاهی کامل از وضعیت آن به عنوان یک توهم به خود اجازه می دهیم تا ما را بفریبد. این امر که تصویر سینمایی ما را جدا فریب نمی دهد حقیقتی را که اندکی پیشتر اشاره کردیم می نمایاند،اینکه ما معمولا می توانیم میان توهم و واقعیت ،میان نمود و امر واقع به خوبی و کاملا فرق بگذاریم.حتی اگر این توهمات مانند توهماتی که در سینما می بینیم،نسبتا خوب پرداخت شده باشند،بازهم می توانیم میان آنها فرق قائل شویم. به علاوه ترک سینما وبازگشت به "جهان واقعی" همگی درون تجربه عادی امان رخ می دهد،درست همانطور که میان میان نمود و واقعیت در سینما تمایز می گذاریم،این تمایز را در حیطه تجارب عادی امان نیز قائل می شویم. برای افلاطون برعکس،خود تجربه عادی کلا یک توهم است. برای فرار از این توهم ودرک واقعیت،باید به کل از حیطه تجربه عادی فرار کنیم.

ما از آن حیث زندانی هستیم که محدودیت های تجربه روز مره یا محدودیت های فهم معمولی امان از جهان ،ما را از به چنگ آوردن نظم حقیقی اشیا بازمی دارد.اشاره دیگری نیز در گزارش افلاطون وجود دارد و آن اینکه نادانی می تواند ما را به معنایی عینی تر برده سازد.افلاطون زندانیان را طوری به تصویر می کشد که سایه آدمک هایی را که دیگران به دوش می کشند واقعیت می پندارند.در نتیجه وقتی تصاویری را که دیگران به خورد ما می دهند واقعیت بپنداریم و هر آنچه را که آنها می خواهند باور کنیم عملا برده آنها می شویم.

فقط اگر انتقادی برخورد کنیم و به این فهم برسیم که اینها تصاویر غلط چه چیزهایی است ،در موقعیت رهایی از بند این نوع بردگی قرار خواهیم گرفت.داستان غار افلاطون با نگاه به مفهوم زندان و چیرگی آن مضامین گسترده تری را به میان می آورد .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:43  توسط BNassiri  | 

 

با سلام و احترام

 

شروع سال جدید و بهار طبیعت را به تمام دانشجویان خوبم در دانشگاه دماوند تبریک عرض می کنم و امیدوارم شاهد شکوفایی وبالندگی هر چه بیشتر شان باشم.

تشکر ویژه از تمامی دانشجویان عزیزم که پیام تبریک سال نو ارسال کرده بودند  آرزوی قلبی ام آن است که حاجت دلهایتان با حکمت خداوندی یکی شده و امسال به تمام آنچه دوست دارید برسید .

همواره پاک و سبز باشید.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 11:23  توسط BNassiri  | 

 

باسلام و احترام

 

ازاعضای باشگاه پژوهشگران جوان و  فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته ارتباطات واحد دانشگاهی دماوند دعوت می شود تا در همایش " آموزش عالی در هزاره سوم " که روز پنج شنبه  16 اسفندماه  86 توسط باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن برگزار می شود،حضور به عمل آورند.

در این همایش مقاله " سواد رسانه ای مهارتی حیاتی برای دانشجویان در قرن 21 " که توسط سرکار خانم بهاره بخشی و اینجانب ارسال شده بود پذیرفته شده و در تاریخ مذکورتوسط اینجانب(بهاره نصیری) بصورت سخنرانی ارائه خواهد شد.

 حضور شما در این همایش مایه دلگرمی ما خواهد بود.

 منتظر حضور سبزتان هستیم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 20:2  توسط BNassiri  | 

 

خانم ها و آقایان

 

اکبری 15

ابراهیمی  چکاوک 10

ابراهیمی مونا 15

امیر کیانی 11

پور چمنی 12

پور سینا 16

تقی بخشی 11

حمیدیان 13

ساداتی بهناز 14

ساداتی هانیه 15

سمیعی 13

شهریاری 19

صفری 19

صمدزاده 16

عشاری 12

علوی 10

فارسی 19

قاسم زاده 18

قربانعلی فهیمه 18

گلسرخی 18

مهدوی 15

طیبی 12

امیرآبادی فراهانی 17

بختیاری 14

جمالی 16

چالاک 17

چراغعلی 18

فراهانی 19

حلاجیان 12

صفرآبادی 16

طلایی 12

عسگری 5/13

فتحی 75/16

داریان 14

قربانعلی نرگس 18

مخلص آبادی 16

مزینانی 10

نیکخواه 10

یوسفی 12

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 14:23  توسط BNassiri  | 

 

خانم ها و آقایان

 

ابراهیمی چکاوک 10

ابراهیمی مونا 15

احمدی 12

انتظاری 10

اولیایی 12

بختیاری 18

پور سینا 18

پورزادی 18

حسینی نژاد 20

حصارکی 11

حمیدیان 14

حیدری 18

خرازی 5/18

دهقان 18

رحیمی 17

رضایی 15

ساداتی 16

سعید کندری 19

سید موقر 15

شعبانی احمد 16

شعبانی بهنام 13

شهریاری 19

شیرازی 12

صادقی 14

صحت 16

عبداللهی 15

عبدلی 19

علی پور 16

علی آبادیان 15

عمادی 17

تهرانی 11

فارسی 18

فروغی فر 15

منور 16

گل پرور 17

مالکی 15

محمدی 17

مقدم فر 16

مقصودی 15

نادری 16

نسوادرانی 17

نور محمدی 10

واسعی 18

هاشمی 16

همتی فرد 19

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 14:22  توسط BNassiri  | 

 

خانم ها و آقايان

 

1- آذري  19

2- اكبري  20

3- احساني 16

4- اسدي 17

5- اميري 16

6- اميني 16

7- بيطرفان 20

8- تاجيك 17

9- جان شيرين 15

10- چابك 17

11- حامدي 18

12- حسيني نژاد 17

13- حميد نژاد 14

14- خطيب دماوندي 12

15- خليلي 17

16- دستاني 20

17- ذال 17

18- رنجبر 17

19- سلطان محمدي 18

20- شيري 15

21- صفري 20

22- طاهر خاني 17

23- عظيمي 18

24- علامي 17

25- قاسمي نيكو 17

26- قربانعلي 17

27- محفوظ 17

28- محمودان 20

29- مير محمد 17

30- نسوادراني 17

31- يعقوبي 15

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 19:53  توسط BNassiri  | 

 

 

1-     داشتن كانال هاي چند گانه ارتباطي داخلي و خارجي براي انتقال پيام

2-     آگاهي همه جانبه به سنت ها و ايده هاي فرهنگي ،اجتماعي و سياسي جهان امروز

3-     ارسال پيام ها به شكلي آرام و مداوم در جهت تسخير افكار عمومي با استفاده از رسانه ها و ديگر ابزار هاي انتقال پيام(مثلا فرستادن توريست به ساير كشور ها و انتقال پيام و فرهنگ كه خود يكي ازعوامل توسعه است)

4-     جذب نخبگان و قشر دانشجو

5-     ايجاد گفتمان هاي خبري و رسانه اي در داخل و خاربه زبانهاي مختلف

6-     تغيير نگاهها از اينكه مخاطب منفعل و بي اراده به مخاطب مختارو فعال تبديل شده

7-     اعتماد به مردم حتي در صورت بيان انتقادهاي تند و تلاش براي بالا بردن سطح اعتماد عمومي به رسانه هاي خودي

8-     توجه به وجود تنوع آرا و قبول آن

9-     ابهام زدايي از صحنه سياست خارجي از طريق شفاف سازي

10- ايجاد تعاملات فرهنگي از قبيل رسانه هاي بين ا لملل

11- تشويق به مهاجرت هاي اجتماعي و فرهنگي

12- ايجاد دفاتر فرهنگي مشترك با كليه جوامع

13- تشويق به آموزش هاي زبان

14- دادن اطلاعات به دنياي بيروني و ايفاي نقش فعال در صحنه هاي جهاني در سطوح مختلف ش

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 21:18  توسط BNassiri  | 

 

"جوزف ناي" اولين فردي است كه ادبيات قدرت نرم را در سال 1989 مطرح كرد ،وي در تعريف قدرت نرم مي گويد:

قدرت نرم (soft power) توجه وي‍‍ژه به اشتغال ذهني جوامع ديگر از طريق ايجاد جا ذ به است و زماني يك كشور يا يك جامعه به قدرت نرم دست مي يابد كه بتواند اطلاعات و دانايي را به منظور پايان بخشيدن به موضوعات مورد اختلاف به كار بندد و از اختلافات به گونه اي بهره برداري نمايد كه حاصل آن گرفتن امتياز باشد .قدرت نرم كاربرد رسانه ها در منا قشات است و قدرت نرم مي تواند جايگزين فشار نظامي شود و ما ديگر شاهد اعمال زور و اجبار نيستيم بلكه اقناع افكار عمومي از طريق جنگ رسانه اي صورت مي گيرد.

نمونه بارز آن فيلم 300 است كه در چارچوب جنگ رسانه اي قرار مي گيرد ،قطعا اين فيلم به طور طبيعي ساخته نشده است بلكه به صورت پروژه اي بوده است  جهت تاثير گذاري بر قشر عوام دنيا كه اطلاعات سياسي و تاريخي اشان در مورد ايران در حد پاييني است.اين به معناي بمباران تبليغاتي عليه ايران از سوي هاليوود است.

تاثير گذاري قدرت نرم مي تواند به صورت طولاني مدت وحتي ماندگار باشد.قدرتي كه از قدرت نرم ساتع مي شود كريه ترين چهره خشونت است.در قدرت نرم با ابزاري همچون رسانه ها مي توان همان كاري را انجام داد كه قبلا به وسيله قدرت سخت انجام مي گرفت در عين حال كه اثرات منفي آن را ندارد و تاثير گذاري  به مراتب عميق تري از قدرت سخت به جا مي گذارد.

"ميشل فوكو" معتقد است در قدرت نرم نوعي اجبار(بطور غير مستقيم) كه از نوع سخت در درونش نهفته است پديدار مي شود و كاركردي را دارد كه در بسياري از موارد قدرتها از نوع سختش از انجامش عاجز مي مانند .

آيا قدرت نرم در مقابله با قدرت سخت است يا خير؟

پاسخ اين است كه قدرت نرم و قدرت سخت (قدرت نظامي) مكمل يكديگر هستند. نمي توان قدرت نرم را بازيگري فاقد قدرت سخت دانست چرا كه لازمه قدرت نرم محملي به نام قدرت سخت است.

قدرت نرم زماني مي تواند از كارامدي بالايي برخوردار باشد كه اعمال كننده قدرت قبلا از آن اقتدار لازم برخوردار باشد. بنابراين قدرت نرم و قدرت سخت در كنار هم معنا پيدا مي كنند نه در تقابل با هم.

امريكا زماني مي تواند با cnnوfox news بر افكار عمومي دنيا تاثير گذار باشد كه منبعش داراي اقتدار باشد. (توان نظامي ،اقتصادي،تكنولوژي و.....امريكا در همه جاي دنيا مشهود است.)

 

سوالي كه مطرح است آن است كه به لحاظ رسانه اي اگر ما بخواهيم ساختارمان را بر اساس قدرت نرم طراحي كنيم چه روش هايي را مي توانيم به كار ببريم ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 18:31  توسط BNassiri  | 

 

قدرت نرم

- جنس قدرت نرم ازنوع اقناع است حتي از نوع تبليغ هم نيست در صورتي كه در مقابلش جنس قدرت سخت از نوع وادار كردن و اجبار كردن شكل مي گيرد.

- قدرت نرم تنها به صدور فرمان خلاصه نمي شود بلكه جذب ديگران به آن چيزي كه شما مي خواهيد انجام دهيد را شامل مي شود ،يه تعبير ديگر قدرت نرم اقناع ديگران به انجام يا عدم انجام آن چيزي است كه شما مي خواهيد .

- اگر از قدرت نرم در مسير سياسي استفاده شود ديگر نيازي به استفاده از سياست زور و يا سياست هويج و چماق نيست.

- قدرت نرم داراي جذابيت و حتي نتايج آن قابل رويت و مشاهده است اما غير محسوس تلقي مي شود و قابل لمس نيست.

- فضاي مجازي بيشترين زمينه و محمل را براي شكل گيري قدرت نرم دارد.

سرمايه گذاري قدرت نرم بر روي ذهنيت هاي انساني است.

- قدرت نرم نه پول است ونه زور،بلكه ايجاد جذابيت براي سوار شدن بر روي اشتراك بين ارزش هاست . نوعي الزام وظيفه همكاري براي رسيدن خود و ديگران.

- قدرت نرم به آن دسته از قابليت ها و توانا يي ها اطلاق مي شود كه با بكار گيري اهرم ها يي چون : فرهنگ ، آرمان و يا ارزش هاي اخلا قي مشترك به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم بررفتار  ديگران  تاثير مي گذارد.

- قدرت نرم تبليغات سياسي هم نيست بلكه مباحثي عقلاني و ارزش هاي عمومي را شامل مي شود كه هدفش در ابتدا تاثير گذاري بر افكارعمومي خارج-پيرامون و سپس از طريق تاثير گذاري بر بيرون  از جامعه تاثير بر درون جامعه را دارد.

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:26  توسط BNassiri  | 

 

مطلب ذيل از خانم فرزانه قاسمي نيكو :

انسان زماني به معناي واقعي بخشنده است كه آنچه كه خود به آن نيازمند است به ديگري ببخشد و روح و جان خود را اين گونه جلا دهد و آرام گيرد.

در كتاب جبران خليل جبران درباره دهش اين گونه خواندم :

"سخاوت آن است كه آنچه را كه من بيش از تو به آن نياز دارم به تو ببخشم "

مسرور شدم از اينكه همانند شاعر و عارف بزرگي چون او درباره دهش و سخاوت  مي انديشم.

اما به راستي دهش و بخشش چيست ؟

مگر نه اين است كه از انچه داري با خلوص نيت و از سر صداقت به آنكس كه نيازمند است مي دهي ، بي هيچ منت و چشمداشتي .

پس چگونه است كه عده اي بخشش خود را در بوق و كرنا مي كنند و خود را از دعاي خير آن كسي كه چيزي گرفته  و بدتر از آن از عنايت و لبخند رضايت پروردگار محروم مي سازند؟

به راستي چرا گاهي ما اينگونه عمل مي كنيم ؟شهرت در دنيا يا خير و سعادت در آخرت ؟

زماني كه خداوند نظر لطف و عنايتش را بر ما افكنده و خواسته تا ما را از نعمت دستان كريمش بهره مند سازد ،چرا بايد با كبر و غرور آنچه داريم (كه حتي از خودمان هم نيست ) ببخشيم و به جاي شكر نعمت........

خدا از بندگانش خواسته تا بخشش كنند ،هر اندازه كه در توان آنهاست .در حقيقت مقصود خدا از اين خواسته تنها بخشيدن ماديات نيست ، اما متا سفانه هر گاه سخن از دهش و بخشش به ميان مي آيد اكثر  افراد معتقدند كه تنها ماديات زندگي هستند كه ارزش بخشيدن دارند.

در حاليكه آنان كه معناي حقيقي آن را به خوبي درك كرده اند با هديه كردن نگاه محبت آميزي ازروي صداقت و به دور از لبخند غرورآنچه را كه دارند ، مي بخشند .

آري اين گونه است كه هميشه مورد لطف اوقرار خواهند گرفت.

 

شما چگونه مي بخشيد ؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 22:33  توسط BNassiri  | 

 

مطلبي كه آورده شده است از ميان مطا لبي است كه در كلاس مقاله نويسي  در مورد" دعا " توسط يكي از دانشجويان رشته روزنامه نگاري(خانم فاطمه شيري) سر كلاس نوشته شده است . خوشحال خواهيم شد تا نظر شما را در مورد اين نوشته بدانيم.

دعا مگر چيست ؟

لحظه اي بريدن موقت از دنيا و سپردن روح به بي نهايت ابدي است.

لحظه اي كه قلب ،احساس و عقل براي دقايق و لحظاتي دست به دست هم مي دهند و در پيشگاه عدل به نياز سجده مي كنند.

لحظه اي كه اشك تنها نماينده وجود تو از تو مي گويد و از احساس تو.

لحظه اي كه خودت مي شوي و ازاصل خودت مي گويي.

لحظه اي كه سجاده سبز تو تنها مكاني مي شود كه آرامش و امنيت را براي تو به ارمغان  مي آورد .لحظه دعا لحظه غريبي نيست .

لحظه اي كه همانند كودكي كه در ميان اشك هايش تقاضاي شير از مادر مي كند و يا چون برده اي در مقابل ارباب خود به زانو در مي آيدو يا چون رعيتي هديه اي براي پادشاهش پيشكش مي كند .

آري به زانو در مي آيي و اشكهايت را به پهناي صورتت رها مي كني و در دل فرياد مي زني و خواسته هايت را يكي يكي و شمرده و گويا بازگو مي كني.

  با اين تصور كه  نكند خداوند تو را فراموش كرده باشد دوباره از نو تكرار مي كني واين از دوباره گفتن ها آنقدر تكرار مي شود كه ......

در مقابل عرش كبريا يي اش ، كودك مي شوي ، اعتراف مي كني ، راز هايت را بر ملا مي كني ،چون مي داني شنونده تو آنقدر الرحم الرحمين است كه با صبر هميشگي اش گوش مي سپارد و زخم هايت را چون مرحمي مداوا مي كند.  

قطعا هر كدام از ما زماني كه در مقابل ناراحتي ها و نا ملايمات روزگار ، احساس عجز مي كنيم و به خلوتي پناه مي بريم تا نا خوشي ها و بد حالي هايمان را با كسي در ميا ن بگذاريم اگرچه او به  همه آنها پيش از آنكه در ما ايجاد شوند آگاه بوده است .

در دعا مي خواهيم دل هاي خسته خود را در معبد گاه معبودمان از نو ترميم كنيم و به آن جلاي دوباره بخشيم.

 

به اميد آنكه تمام آرزو هاي خوبتان بر آورده شود. امين

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 22:23  توسط BNassiri  | 

 

امروز در دنیایی زندگی می کنیم که خواه نا خواه در شرایط اشباع رسانه ای قرار دارد. فضای  پیرامون ما سر شار از اطلاعات است.وقتی تلفن همراه ما به صدا در می آید ،یا زمانی که یک مودم ما را به جهان بی انتهای اینترنت می کشاند نشانه ای است بر حاکمیت اشباع رسانه ای و اینکه ما نیاز داریم تا در برا بر چنین فضایی یک رژیم مصرف رسانه ای اتخاذ کنیم و در انتخاب هایمان دقت کنیم . درست مثل غذایی که مراقب کلسترول ،ویتامین و مواد دیگر موجود در آنها هستیم ،در فضای رسانه ای هم باید دانست چه مقدار باید در معرض رسانه های مختلف اعم از دیداری ،شنیداری و نوشتاری بود و چه چیز هایی از آنها را در یافت کرد.

به عنوان مثال زمانی که در بزرگراه های اطلاعاتی حرکت می کنیم، سواد رسانه ای می تواند به ما بگوید چه مقدار از وقتمان را در چه سایت ها، وبلاگ ها و حتی چت روم ها بگذرانیم. بنابر این می توان گفت که هدف سواد رسانه ای تنظیم یک رابطه منطقی و مبتنی بر هزینه-فایده است: در برابر زمان و هزینه ای که صرف می کنیم چه منافعی در نهایت بدست می آوریم . شاید بتوان گفت اصلی ترین هدف سواد رسانه ای این است که یک نوع استفاده مبتنی بر آگاهی و فایده مندی از سپهر اطلاعاتی اطراف داشته باشیم.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 19:52  توسط BNassiri  | 

 

هر مرادی را به همت می توان تسخیر کرد

تبریک ویژه به سر کار خانم مریم امیری دانشجوی ارتباطات ورودی سال ۸۳ بابت

 قبولی در مقطع کارشناسی ارشد رشته روزنامه نگاری دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز. تبریک

 مجدد به خاطر همه تلاش ها و پیگیری هایی که من شخصا شاهد آن بودم و یقین داشتم که خانم

 امیری حتما قبول خواهند شد و مزد تلاششان را خواهند گرفت.امیدوارم در همه مراحل زندگی

 پیروز و سربلند باشند بویژه در آزمون های الهی که از همه مهمتر است.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 21:18  توسط BNassiri  | 

 

هم اندیشی با حضور اعضای باشگاه پژوهشگران جوان از ۸ تا ۱۳ شهریورماه در واحد نیشابور برگزار می گردد که امیدوارم اعضای باشگاه از واحد دماوند را نیز آنجا ببینم .در هم اندیشی های ۲ سال پیش که در رامسر و به میزبانی واحد اراک بر گزار شد متاسفانه هیچ کدام از اعضا باشگاه پژوهشگران جوان واحد خودمان را ندیدم . امیدوارم از این به بعد اعضای باشگاه حضور پررنگ وفعال تری در همایش ها و هم اندیشی  های باشگاه پژوهشگران جوان داشته باشند.قرار است از طرف واحد نیشابور به زیارت امام رضا (ع) نیز ببرند و من برای آن زمان لحظه شماری می کنم.انشاءالله قسمت همه آنهایی که دوست دارند به زیارت امام رضا (ع)بروند نیز بشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 21:53  توسط BNassiri  | 

 

   خداوندا آه از ما نگاه از تو

هر کدام از ما وقتی که خوب فکر می کنیم می بینیم که به نوعی مورد لطف و محبت خدا هستیم یعنی درست است که ممکن است وضع ما به مو بند باشد اما قطعا پاره نمی شود و اگر دنیا ما را بر فرق سر جای نداده اما بر زیر پا هم قرار نداده ولی گاهی ما نسبت به آن بی توجهیم. سقراط از ما می خواست که در عین شوخ طبعی زندگی را جدی بگیریم گویا ما زندگی را خیلی جدی تر از آنچه هست گرفته ایم وچاره ای هم جز این نداریم چون حتی اگر ما هم نخواهیم زندگی را جدی بگیریم او مارا جدی گرفته است پس باید بدانیم که در زندگی نمی توان همه چیز را بدست آوردو گاهی باید چیزهایی را فدا کردتا در قبال آن چیزهای باارزش تری را بدست آورد .قدمای ما می گفتند : دنیا دار مکافات است و در  قرآن هم آمده که ما انسان را در رنج آفریدیم پس شاید نتیجه گرفت که همه محاسن یکجا قابل جمع نیست یا به تعبیر نیما یوشیج : تا چیزها ندهی چیزکی به تو ندهندولی ما می خواهیم همه چیز را داشته باشیم آن هم بدون کم کاست و گاهی فراموش می کنیم که موفقیت آسانسور نیست که با فشار دادن دکمه ای به بالا ترین طبقه برسیم بلکه باید پله ها را یکی یکی طی کنیم تا به موفقیت برسیم و موفقیت به کسانی لبخند می زند که جرات مبارزه با شکست و ناکامی را دارندو قادرند در تاریک ترین لحظات ،لبخند امید بر لب داشته باشند . کاش قدر لحظه ها را بیشتر می دانستیم و باور داشتیم که مشکلات پیچیده در زندگی حاصل نسخه هایی است که خود پیچیده ایم و بس و آن را به گردن دیگران نیندازیم وبدانیم که  اگر زندگیمان ابری است پس حتما روحمان آنقدرها که باید بالا نرفته است . بیایید هر شب همه کس و همه چیز را ببخشیم و راضی نشویم که رازی از دیگران بر ملا شود و دل خوری هایمان را به زمان بسپاریم و یقین داشته باشیم که گذشت زمان همه چیز را حل خواهد کرد واین جمله را دائما با خود مرور کنیم که: به همه عشق بورز،به اندکی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن . بابت اشتباهاتمان ،دردهایمان،فاصله هایمان ،حوائجمان اشک بریزیم چون اشک ها همان غصه ها هستند که آب می شوند و فرو میریزند  ودر تمام لحظات زندگی به خدا اعتماد کنیم وبدانیم که رستگاری آسان نیست و باید برای رستگاری سختی ها و مشکلات را پذیرا باشیم ،صبور و شکیبا به آنچه که ایزد الهی برایمان مقدر کرده سر تعظیم فرود آریم و بدانیم که هر چیزی که در زندگی روی می دهد نشانه ای از اراده خداوندی است و اینکه باز هم یادمان باشد هر چه که نداریم از خودمان داریم و ما محصول اندیشه ها و تفکراتمان هستیم و به قول مولانا:

تا در طلب گوهر کانی ،کانی

تادر هوس لقمه نانی ،نانی

این نکته رمز اگر بدانی ،دانی

هر چیز که در جستن آنی ،آنی

در ذهن خود یک مهر بزرگ "باطل شد" را مجسم کنید و آن را بر تمام نگرش هاو باور هایی که شما را به شکست و ناکامی می کشانند بزنید تا بهترین اندیشه ها به ذهنتان راه یابند و جریان زندگی شما را دگرگون کند،چرا که در دنیا تنها کسانی موفق می شوند که به انتظار دیگران ننشینند و همه چیز را از خود بخواهندو گاهی برخی اهداف آنقدر ستودنی و عالیست که حتی شکست در رسیدن به آنها نیز شکوهمند و افتخار آفرین است وبازی های زندگی فرصتی است برای راهیابی به برنده شدن در فینال اصلی.

امیر المومنین علی (ع)می فرمایند :ممکن است بسیار بجویید واندک بیابید و این اندک را ناسپاسی کنید و برای همیشه از جستن بسیار محروم بمانید ولی چه خوب بود اگر بر اندک سپاس می گذاشتید تا بسیار بدست می آوردید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 15:56  توسط BNassiri  | 

 

در راستای مطالب قبلی و وجوه تمایز سینما از سایر هنرها،دومین عامل "مخاطب"عام ومیلیونی است که اهمیت ویژه ای به هنر سینما می دهد و آن را از هنر های دیگر که عمدتا مخاطب های ویژه و خاص خود را دارند متمایز می سازد . به عنوان مثال سینمای هالیوود ،چه از نظر فیلم های سینمایی و چه از نظر فیلم ها و سریال های تلویزیونی ،مخاطبان این هنر را در سراسر جهان تغذیه می کند . این در حالی است که این مخاطبان تازه نه نیاز به سواد دارند و نه نیازمند داشتن آگاه های اولیه برای درک این هنر هستند . حتی با درک نکردن زبان گفتاری فیلم هم معمولا مشکلی پیش نمی آید،چون تصاویر و زبان تصویری به اندازه کافی این نقیصه را جبران می کند. اگر چه در بسیاری مواقع فیلم ها با ترجمه در اختیار مخاطب های غیر همزبان قرار می گیرد ولی حتی در غیر این صورت نیز درک زبان تصویر که در بسیاری مواقع ویژگی جهانی دارد ،مخاطب را در ارتباط با محصولات فیلم شده نگه می دارد.بالاخره عامل سوم،ویژگی "صنعتی بودن" سینماست که از این نظر هم ماهیتی کاملا متفاوت با دیگر هنرها پیدا می کند . این ویژگی خود ناشی و متاثر از 2 عامل اول ؛ یعنی تکنولوژی پیشرفته و مخاطب زیاد است. دستیابی به تکنولوژِی پیشرفته نیازمند سرمایه است که توسط سرمایه گذاران و در یک موقعیت کاملا صنعتی برای تولید و مصرف فراهم می شود . مخاطب کسی است که این سرمایه را با سود آن، به سرمایه گذاران بر می گرداند پس جذب مخاطب مهمترین هدف اقتصادی سینماست . ویژگی صنعتی بودن سینما موجب فراگیر شدن بیشتر آن نسبت به سایر هنرها نیز می شود. یکی از ملزومات صنعتی شدن، تولید انبوه و بازار یابی برای مصرف انبوه است . این مصرف انبوه در مورد سینما تنها زمانی می تواند عملی شود که مصرف فیلم از مرزهای یک کشور یا دو کشور فراتر رفته و و ابعادی جهانی پیدا کند( به همین دلیل تجارت فیلم امروزه یکی از عمده ترین تجارت های امریکاست) . اگرچه برخی از هنرهای دیگر مانند موسیقی و هنرهای تجسمی دارای مخاطبان جهانی هستند اما تصویری بودن فیلم و سینما که ارتباط بی واسطه را برای همه مخاطبان در سراسر جهان ممکن ساخته است و برای درک آن نیاز به آموزش یا ذوق و استعداد خاص احساس نمی شود ،موجبات فراگیر بودن و در نتیجه امکان تاثیر گذاری بر تعداد کثیری از انسان ها ست که اهمیت سینما را در میان سایر هنرها به خوبی نشان می دهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 19:50  توسط BNassiri  | 

 

با عرض پوزش از بابت اینکه چند هفته ای از دنیای سایبردور بودم و فرصت به روز کردن وبلاگم را نداشتم ،اما در هر حال بعد از مدتی که به شدت در گیر بودم دوباره به دنیای مجازی

برگشتم. جا دارد قبل از هر چیز روز خبرنگار را به همه خبرنگاران پر تلاش و پر انرژی ودانشجویان خوب دماوند تبریک بگویم و امیدوارم همه خبر نگاران دوست داشتنی و سخت کوش با پشتکار و جسارت همواره در کارشان موفق و پیروز وهمچنان در این عرصه فعال باشند.اما از دانشجویان به شدت ارتباطی که من نمی دانم از کجا جدید ترین خبرها رادریافت می کنند و به اطلاع عموم می رسانند نیز متشکرم و برای تک تکشان آرزوی موفقیت دارم . به امید روزی که تمام دانشجویان عزیزم را در بالاترین پله های ترقی و پیشرفت ببینم.به امید آن روز

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 22:16  توسط BNassiri  | 

   

سینماهمواره به عنوان هنر هفتم (در کنار هنر موسیقی،نقاشی،نویسندگی،شاعری ،پیکرتراشی و هنر تئاتر) و کاملترین هنر شناخته شده ،هنر بودن سینما برای همگان امری بدیهی و آشکار است .اما واقعیت این است که سینما به همان اندازه که هنر است رسانه هم هست و رسانه بودن آن به اندازه هنر بودن آن مهم است . با وجود این اکثرمطالعات علمی بر روی این رسانه هنری با رویکرد زیبایی شناسانه صورت پذیرفته است . اما یکی از ابعاد بزرگ رسانه سینما در مطالعات سینمایی مورد غفلت واقع شده است و هنوز در حوزه ارتباطات اجتماعی و مطالعات رسانه ها نا شناخته مانده است .امروز مطالعات رسانه ها عملا در حوزه مطبوعات و تحلیل محتوای آنها محصور مانده و اگر هم گامی از این فراتر رود ،رادیو و تلویزیون و تکنولوژی های نوین ارتباطی را نیز در بر می گیرد.ابتدا وجوه تمایز سینما از سایر هنرهارا مطرح تا به سینما به عنوان یک رسانه جمعی برسیم.

  وجه تمایز سینما با سایر هنرها در این موارد خلاصه می گردد:

اول عامل فن و تکنولوژی است .بدین معنا که اگر چه هنر های دیگر هم از میزان پیشرفت تکنیکی و فنی جامعه در حوزه خاص خود متاثر هستند اما به این توسعه تکنیکی وابستگی ندارند. هنرهای دیگر باوجود کمترین ابزار و آلات فنی امکان وجود و عرض اندام دارند .به عنوان مثال یک نویسنده با داشتن بوم ،قلم موو رنگ ،یک نوازنده بادر اختیار داشتن هر گونه ابزاری که صدایی تولید کند،و یک مجسمه ساز با در اختیار داشتن گل رس به عنوان حداقل وسایل مورد نیاز می توانند هنر خود را به منصه ظهور برسانند . حتی در تئاتر نیز که یک هنر جمعی است می توان نمایش را بدون هر گونه وسیله خاصی اجرا کرد. اگر چه در مورد هر یک از این هنرها ،وجود امکانات تکنولوژیک و فنی پیشرفته تر می تواند موجب بالاتر رفتن کیفیت محصولات هنری شود اما نبود آنها نیز این هنرها را با بحران مواجه نمی سازد . در مورد سینما این مطلب صدق نمی کند . زیرا سینما زمانی سینما شد که قبل از هر چیز،پیش شرط های فنی و تکنولوژیک آن توسط مخترعان و دانشمندان فراهم آمد. تا پیش از اختراع دستگاهها و ابزارهای فنی دقیق ،هیچ تصوری از هنری به نام سینما وجود نداشت . حتی پس از آن هم مدتی طول کشید تا سینما از شکل سرگرمی و تفریح بیرون بیاید و به هنرهفتم مبدل شود.دومین عامل مخاطب و سومین عامل صنعتی بودن سینماست که در ادامه خواهد آمد.  

                                                                                             ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 19:54  توسط BNassiri  | 

 

 در عصر جديد و با ويژگي ظهور وسايل ارتباط نوين ما به مراتب بيش از گذشته تحت بمباران رسانه‌اي هستيم كه به نظر می رسد بهترين راه ممكن براي بقا در اين شبكه اطلاعاتي كه در سراسر محيط فرهنگي ما ريشه دوانده است، حفظ استقلال، اجتناب از انفعال، بهره‌مندي از تفكري منتقدانه و افزايش مهارت‌ها و توانايي‌ها در برخورد با اين امواج فراگير است كه تنها از طريق تكامل سواد رسانه‌اي ميسر است و سواد رسانه‌اي نه تنها به بزرگسالان بلكه به كودكان مهارت‌هاي لازم را براي برقراري ارتباطي آگاهانه و متفكرانه با رسانه را مي‌آموزد و در عين حال نگاهي دقيق و تحليلي به رسانه‌هاي مكتوب، ديداري و شنيداري را فراهم مي‌آورد.

در هر حال چه ما آگاهي لازم در زمينه تحليل پيام‌ها را كسب كنيم و چه اين آگاهي را كسب نكنيم، فرآيند تاثير رسانه‌ها ادامه دارد. زيرا زماني كه ما بتوانيم كنترل بيشتري نسبت به رسانه‌ها و تعابير آنها داشته باشيم، مي‌توانيم به تاثيرات مثبت ناشي از آنها قوت بخشيده و از تاثيرات منفي آنها بكاهيم. سواد رسانه‌اي به افراد توانايي مي‌بخشد تا خود به مولدين خلاق پيام‌ها بدل شوند و تاثير پذيري كوركورانه نداشته باشند.

سواد رسانه‌اي مبحث جذابي در حوزه ارتباطات است كه مي‌كوشد خواندن سطرهاي نانوشته رسانه‌هاي نوشتاري، تماشاي پلان‌ها به نمايش در نيامده يا شنيدن صداهاي پخش شده از رسانه‌هاي الكترونيك را به مخاطبين بياموزد. سواد رسانه‌اي قدرت درك نحوه كار رسانه‌ها و معني سازي در آنهاست، اين كه چگونه سازماندهي مي‌شوند و چگونه از آنها استفاده مي‌شود. به عنوان مثال، مخاطبي كه داراي سواد رسانه‌اي است، از اهداف و ميثاق‌هاي رسانه‌هاي مختلف آگاه است و از آنها به صورت شايسته استفاده مي‌كند. او مي‌داند كه چگونه از نقش صدا، موسيقي و ساير جلوه‌هاي ويژه براي القاء فضا و معني خاصي استفاده مي‌شود و مي‌داند كه چرا و چطور يك پيام واحد در تلويزيون، سينما، روزنامه‌ها، مجلات، راديو، فيلم‌هاي ويدئويي يا بازي‌هاي رايانه‌اي و بيل بوردها مي‌تواند تاثيرات و مفاهيم متفاوتي از خود به جاي بگذارد.

در هر حال سواد رسانه‌اي قصد هوشيار سازي و اختيار بخشي به مخاطب را دارد و در چنين عصري اين مهارتها پايه و اساس آينده جامعه آگاه را تشكيل مي‌دهد و باعث تقويت و قدرتمند نمودن ساختارهاي دموكراتيك جامعه مي‌شود.

اگر مهارت‌هاي بسيار زيادي هم داشته باشيم اما نتوانيم اطلاعات و آگاهي‌مان را طبقه بندي كنيم تا در جاي مناسب خود از آنها استفاده كنيم قادر نخواهيم بود كه خود را به سطح وسيع و گسترده‌اي از پيام‌هاي رسانه‌اي كه ما را تحت بمباران اطلاعات قرار داده‌اند و حتي محيط اطرافمان كه دائماً با آن در ارتباط هستيم، عرضه كنيم. پس اين بيانگر محدود و نامتعادل بودن ساختمان دانش ما است. بنابراين ضروري و لازم به نظر مي‌رسد كه در برخورد با رسانه‌ها هوشمندانه تر برخورد نموده و به راحتي تسليم امواج الكترونيكي رسانه‌ها نشويم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 18:27  توسط BNassiri  | 

 

خانم ها و آقایان :

حسین آذری 17         سمیه احسانی 18

بابک احمدی   17           آرامه اعتمادی 20

مریم امیری 18              سعیده امینی 18

رضا بیطرفان 17                عماد تاجیک 14

نازلی جان شیرین 19 فاطمه جمشیدیان 17

نیلوفر خلیلی 18               ریحانه ذال 17

سید محمد رضایی 14     نجمیه رنجبر 18

زهره سلطان محمدی  18  بهاره سنایی 14

آیدا سادات سید موقر 12   فاطمه شیری 15

زهرا صفایی 18         فاطمه طاهر خانی 20

زهرا عرب اسدی 14      فیروزه عظیمی 17

سمیه علیمرادی 18      ساحل عمادی 18

سوسن کریمی 13      سمانه فراهانی 18

رباب محفوظ 18           زهرا محمودان 20

سمیه سادات میر محمد 18 نجمه نادری 18

مریم نسوادرانی ۱۸       فریبا یعقوبی 16

روشنک حاجی بیگی 17

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:51  توسط BNassiri  |